بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
436
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
كه شكمش آمدى كرمى دراز با آن برآمدى حضرت فرمودند تا درمنه تركى را با اناردان نيكو گرفتند و بامداد بر مقدار نخودى به دو مىدادند بعد چند روز به همين شكمش بگشود و كرمى دراز چند افتاد صحت يافت و صبيه پنج ساله را اندرون او پيچش كردى و قبض بود قريب شانزده روز و هر غذا كه خوردى بعد لحظهء نيكو قى كردى و گاهى كرمى دراز هم بقى برآمدى و بسى ضعيف شد حضرت فرمودند غذاى ماء الخمص سازند به گوشت و كرم دارو و گشنيز غالب در ان كنند و بعد غذا اكثر اوقات هم گشنيز خشك با اندك نبات در دهن گيرد و با طعام اكثر پنير شتر و سركه كبر بخورد و قبل از طعام اندك شربت دينارى هم به دو مىدادند روز دوم شش نوبت قى كردند و در هر نوبتى كرمى دفع شد و بعد از ان فرمودند كه گشنيز خشك به آب برگ خوخ بر بالاى ناف او طلا مىكردند روز و شب و هر روز شيافى بعد طعام آخر روز عمل مىكردند بانچه مناسب بود و اندكى ثفل خشك دفع شدى بعد ازين تحقيقات چون غذاى فى الجمله هضم مىشد و و قوت گرفت درمنه تركى را با اناردان سحق كرده به دو مىخورانيدند و شكمش گشوده و كرم بسيار دفع شد صحت يافت و امّا در اخراج حب القرع چون مقام او دورترست و جمله در كيسهاند ما دام كه با كيسه بيرون نيايند فائده نباشد و آن به قوت مسهل مناسب ميسر گردد و بعضى كنكر دارد و بيند نافع آيد ديدم مجربى را كه چند روز طعامهاى نرم مناسب با شير برنج مىداد و بعد از ان قريب به نيم درمى از ان باشر مىداد و بر ناشتا اسهال و قى بسيار مىشد و بعد از ان كرمها با كيسه مىافتادند و ازين جمله كشميرى بود قوى تركيب و زردرنگ ازو كيسه افتاد از ذراعى بيشتر بر كرم كدو دانه و بعضى دو مشت پر از گل شفتالو را در بهاران و همچنان تازهء نيمكوب در شير لحظه فرخار مىكنند و مىدهند عمل بسيار مىكند و در آخر كيسهء كرم را بيرون مىآورد و كرم دراز را هم مىكشد و مىافگند و اگر رعايتهاى كه سابقا مذكور شد بجاى آورند مقصود بهتر بحصول پيوندد و ديگرى حقنه قوى نافع بگيرند قنطوريون سرخس و افتيمون و بسفايج و قسط و مرد قشر اصل توت سرخ از هر يكى سه درم جمله را طبيخ كنند در آب بدستور و صاف آن را با قدرى روغن زيت به كار دارند و اكثر كرمها را دفع كند كه محرور را شايد بگيرند پوست بيخ درخت شاه توت و پوست درخت انار ترش نيمكوب و در يك من و نيم آب صاف شب در تنور نهند تا نيكو بجوشد و پنج سير آب بماند صاف آن را با پنج سير يا كمتر عصير برگ شفتالو به كار دارند بيان ضمادى نافع بگيرند طرمس برى و صبر و شحم حنظل برابر و جمله را بعصر برگ شفتالو يا آلو معجون ساخته